1389/11/3

دو تا فوت کن!

   نوشته شده توسط: » علی شیروانی    نوع مطلب :عمومی ،

خیلی باحاله بخونیدش

داشتم با ماشینم می رفتم سر كار كه موبایلم زنگ خورد.

گفتم: بفرمایید الووو.. ،

فقط فوت كرد!

گفتم: اگه مزاحمی یه فوت كن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت كن!

دوتا فوت كرد .

گفتم: اگه زشتی یه فوت كن اگه خوشگلی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد!

گفتم: اگه اهل قرار نیستی یه فوت كن اگه هستی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد!

گفتم: من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت كن اگه میتونی بیای دوتا فوت كن!

دوباره دوتا فوت كرد. با خوشحالی گوشی رو قطع كردم. فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم. فكرم همش به قرار امروز بود. داشتم از خونه در میومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت كن اگه میای دوتا فوت كن


Share
1389/11/3

چرچیل و راننده تاکسی

   نوشته شده توسط: » علی شیروانی    نوع مطلب :عمومی ،

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت: آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .

چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!


Share
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic